چکامه های ماندگار

زاییده افکار شاعران

 

 

از روي تو دل كندنم آموخت زمانه

اين ديده از آن روست كه خونابه فشان است

 

دردا و دريغا كه در اين بازي خونين

بازيچه ي ايام دل آدميان است

 

اي كوه تو فرياد من امروز شنيدي

دردي ست درين سينه كه همزاد جهان است

 

از داد و وداد آن همه گفتند و نكردند

يا رب چقدر فاصله ي دست و زبان است

 

خون مي چكد از ديده در اين كنج صبوري

اين صبر كه من مي كنم افشردن جان است

 

 


برچسب‌ها: هوشنگ ابتهاج
نوشته شده در یکشنبه چهارم اردیبهشت ۱۴۰۱ساعت 15:16 توسط بهاره"ک"|


آخرين مطالب
» 
» 
» 
» 
» 
» 
» 
» 
» 
» 


 Design By : Pichak