چکامه های ماندگار

زاییده افکار شاعران

 

ازمیان‌تمام چیزهایی‌‌که دیده‌ام

تنها تویی‌که می‌خواهم به دیدنش‌ادامه دهم

ازمیانِ تمام چیزها که لمس‌کرده‌ام

تنها تویی‌که می‌خواهم به لمس‌کردنش‌، ادامه دهم

چه بایدکرد ای‌عشق؟

من با نگاهِ تو،

با احساست و با عشق‌ورزیدنِ‌به تو

زندگی‌ کرده

و به تمام روزهایم لبخند زده‌ام ..

 


برچسب‌ها: پابلو نرودا
نوشته شده در پنجشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۹ساعت 17:6 توسط بهاره"ک"|

 

آنقدر شعر مرا خواندی و گفتی احسنت

فکرت افتاد که شاید تو دلیلش باشی؟


برچسب‌ها: محسن صحت
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۹ساعت 20:51 توسط بهاره"ک"|

 

من غم انگیز ترین شاعر دنیا شده ام

هر کسی شعر مرا خواند تو را لعنت کرد ..


برچسب‌ها: امیر حسین اثناعشری
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۹ساعت 22:4 توسط بهاره"ک"|

 

ما عادت کردیم وقتی فیلم به تیتراژ رسید
اگه تو خونه باشیم
دستگاه رو خاموش
می کنیم
اگه تو سینما باشیم
سالن و ترک می کنیم
ما توی زندگیمون هیچ وقت
کسانی که برامون زحمت اصلی رو کشیدن نمی بینیم
مافقط دوست داریم کسایی رو ببینیم که برامون
نقش بازی می کنن..

آه ..

نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۹ساعت 11:39 توسط بهاره"ک"|

 

دیگه عاشق شدن ناز کشیدن فایده نداره نداره
دیگه دنبال آهو دویدن فایده نداره نداره
وقتی ای دل به گیسوی پریشون می رسی
خودتو نگه دار
وقتی ای دل به چشمون غزل خون می رسی
خودتو نگه دار خودتو نگه دار
دیگه عاشق شدن ناز کشیدن فایده نداره نداره
دیگه دنبال آهو دویدن فایده نداره نداره
ای دل دیگه بال و پر نداری
داری پیر میشی و خبر نداری
ای دل دیگه بال و پر نداری
داری پیر میشی و خبر نداری
وقتی ای دل به گیسوی پریشون می رسی

خودتو نگه دار ..
 


برچسب‌ها: علیرضا افتخاری
نوشته شده در جمعه دهم مرداد ۱۳۹۹ساعت 1:44 توسط بهاره"ک"|

 

بی منطق ترین عضو بدنم،چشمهایم اند

می بینند که دیگر دوستم  نداری.

اما هنوز تشنه ی دیدنت هستند..

 

نوشته شده در پنجشنبه نهم مرداد ۱۳۹۹ساعت 0:43 توسط بهاره"ک"|

 

به تو اى عشق از اين فاصله ى دور سلام

به تو از عاشقِ ديوانه ى مهجور سلام
به تو اى ناب تر از باده ى انگور سلام

در بزرگى تو سليمانى و من مورچه ام
به سليمانِ زمان از طرفِ مور سلام

گفتم آوازِ أنا الأنت و به من مى گويند
به تو ديوانه تر از حضرتِ منصور سلام

گر چه از قهرِ تو هر روز به هم ميريزم
باز هم بر تو از اين عاشقِ مغرور سلام

يوسفِ مصر تويى ، ديده ى يعقوب منم
به تو اى نور از اين ديده ى كم نور سلام

با دو چشمِ سيه ات خيره نشو مى ميرم
اى كه چشمت بكند كارِ سيانور سلام

روزگارى تو اگر بر سرِ قبرم آيى
وقتِ رفتن بدهم بر تو لبِ گور سلام

بيخود از خويشم و دور از تو كسى نيست مرا
به تو اى عشــق از اين فاصله دور سلام

 

+ بماند به یادگار از تو ..


برچسب‌ها: مهدی خداپرست
نوشته شده در دوشنبه ششم مرداد ۱۳۹۹ساعت 20:3 توسط بهاره"ک"|

 

ساقیا برخیز و درده جام را

خاک بر سر کن غم ایام را

ساغر می بر کفم نه تا ز بر

برکشم این دلق ازرق فام را

گر چه بدنامیست نزد عاقلان

ما نمی‌خواهیم ننگ و نام را

باده درده چند از این باد غرور

خاک بر سر نفس نافرجام را

دود آه سینهٔ نالان من

سوخت این افسردگان خام را

محرم راز دل شیدای خود

کس نمی‌بینم ز خاص و عام را

با دلارامی مرا خاطر خوش است

کز دلم یک باره برد آرام را

ننگرد دیگر به سرو اندر چمن

هر که دید آن سرو سیم اندام را

صبر کن حافظ به سختی روز و شب

عاقبت روزی بیابی کام را

 


برچسب‌ها: حافظ
نوشته شده در شنبه چهارم مرداد ۱۳۹۹ساعت 23:28 توسط بهاره"ک"|


آخرين مطالب
» 
» 
» 
» 
» 
» 
» 
» 
» 
» 


 Design By : Pichak