چکامه های ماندگار

زاییده افکار شاعران

 

 

از یاد نبر که از یاد نبردمت 

از یاد نبر که باران شدم تو را و باریدم

از یاد نبر که شهر را به عطر تو عادت دادم

بس که شال در خانه ام جامانده ات را در هوا رقصاندم

به نیت شفای تهران غمگین.

از یاد نبر که پشت به همه جهان ایستادم و رو به تو 

و هر که هر تیغی داشت فرو کرد به صحرای پهناور اطراف فقراتم

و من باز نگاهت کردم و خندیدم

خورشید شخصی من.

از یاد نبر که وقت سنگسار ایستادی و نگاهم کردی

و خون از پیشانیم آمد تا روی چشمم و تو را سرخ دیدم

سرخ پوش زیبای لعنتی.

از یاد نبر که در تمام اردیبهشت ها کمت آوردم و دنیا پاییز بود

و تگرگ گلدانم را بوسید.

از یاد نبر که بر تازیانه های دوری

و بوسه های نوازش یکسان خندیدم

وقتی جهانم از صدای تو عاری شد.

از یاد نبر از یاد نبردمت.

هر بار کسی لبانت را نوشید، به یاد بیاور ترک لبانم را

وقتی در عطشی جان دادم که خالقش بودی.

از یاد نبر که از یاد نبردمت.

حالا پرده در باد می رقصد

پنجره باز است

و هیچکس نمیداند مردی که چند ثانیه قبل پایین پرید

چقدر برای تو دلتنگ بود...
 

 


برچسب‌ها: حمید سلیمی
نوشته شده در جمعه نهم مهر ۱۴۰۰ساعت 2:8 توسط بهاره"ک"|

 

میان آفتاب های همیشه
زیبائی تو
لنگری ست -
نگاهت شکست ستمگری ست -
و چشمانت با من گفتند
که فردا
روز دیگری ست ..


برچسب‌ها: احمد شاملو
نوشته شده در جمعه دوم مهر ۱۴۰۰ساعت 20:58 توسط بهاره"ک"|


آخرين مطالب
» 
» 
» 
» 
» 
» 
» 
» 
» 
» 


 Design By : Pichak