چکامه های ماندگار

زاییده افکار شاعران

 

میدانم گاهی
تلخ ام؛
گس ام؛
بیشتر از معمولِ زندگیِ یک نواختم؛
بد اخلاق و عنُق هستم ؛
میدانم روزهایی ست مثلِ پیچکِ یاسِ روی دیوارِ خانه های قدیمی ؛
در خودم میپیچم ؛
و هرچقدر در را بکوبند؛
هیچکسی را در خانه ی کوچک ام راه نمیدهم.
اما حتّی آن زمانی که خودم را دوست ندارم
تو را بسیار دوست دارم
بسیار...
 

 


برچسب‌ها: فرگل مشتاقی
نوشته شده در دوشنبه سی و یکم شهریور ۱۳۹۹ساعت 22:31 توسط بهاره"ک"|

 

طرز ﺧﻮﺩﮐﺸﯽ ﺩﺭ ﻫﺮ ﮐﺲ ، ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺷﻪ...!
ﯾﮑﯽ ، ﺩﯾﮕﻪ ﺷﯿﮏ، ﻧﻤﯽ ﭘﻮﺷﻪ..
ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ، ﺁﺭﺯﻭﯾﯽ ﻧﻤﯿﮑﻨﻪ..
ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﻪ ﺗﺤﺼﯿﻞ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻧﻤﯿﺪﻩ..
یکی دیگه به خودش نمیرسه...
ﯾﮑﯽ مدام ﺗﺮﺍﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﮔﻮﺵ ﻣﯿﺪﻩ..
ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺵ، عکس ﯾﺎﺩﮔﺎﺭﯼ ﻧﻤﯿﮕﯿﺮﻩ...!
یکی محبت نمی کنه ...!
یکی دیگه محبت نمیپذیره ...!
و.....
اینگونه است که ﺍﮐﺜﺮ ﺁﺩﻣﻬﺎ در ٣٠ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻣﯽ ﻣﯿﺮﻧﺪ و ﺩﺭ ٨٠ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﺩﻓﻦ میشوند...!


 


برچسب‌ها: پائولو کوئیلو
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم شهریور ۱۳۹۹ساعت 0:16 توسط بهاره"ک"|

 

من جَلد تو هستم بر بام تو هستم
تو شمس منی من خورشید پرستم

مغرب همه اندوه اندوهِ غروبت
ای قبله ی مشرق ثنا گوی تو هستم

ای نای گلویت همچون نیِ داوود
حکم آن چه تو گویی من لال تو هستم

گنجشک گلویم شرح است چون منصور
بر دار تو هستم غربال تو هستم
بر دار تو هستم غربال تو هستم

حیران تو گردند آن کس که بِدیدت
آن دم چو برفتی صد بار شهیدت

میسوزم و نالم چون آتش نمرود
باز آی گلستان بر داغ عَبیدت

ای طاق ثریا طاقت به نماندست
مارا بستان از این ولوله بازار

ای از سر لطفش خوش در تو دمیده
هر دم که تو خواندیم انگار نه انگار
انگار نه انگار

ای سُرمه کشیده روز و شب ما را
ای سرو بریده نشناخته ما را

پایان بده جانا این آمد و شد را
راحت کن و بستان این خوف و رَجا را
این خوف و رَجا را

ای نای گلویت همچون نیِ داوود
حکم آن چه تو گویی من لال تو هستم

گنجشک گلویم شرح است چون منصور
بر دار تو هستم غربال تو هستم
بر دار تو هستم غربال تو هستم..

 


برچسب‌ها: محسن چاووشی
نوشته شده در سه شنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۹ساعت 10:4 توسط بهاره"ک"|

 

تا به حال برای دلت مادری کرده ای؟ 
در آغوشش بگیری و دست نوازشی به سر و رویش بکشی و بگویی: جانه دلم، غصه نخور، تمام میشود! جانه دلم، بی تاب نشو اینقدر، روزهای بی حوصلگی ات تمام میشود

پدری چه؟ پدری کرده ای؟
غیرتی شوی از اینهمه بی تابی اش، صدایت را خش دار کنی و بلندتر، جوری که از ابهت صدایت بترسد! سرش فریاد بزنی: که ای دل بی مروت، بس است. به خودت رحم نداری، به من پدر رحم کن. رها کن آن بی مذهبی را که تو را به این روز انداخته..!

باید برای دلتان پدری و مادری کنید. هوایش را داشته باشید.
این دل را تنها و بی کس نکنید که مبادا میان آن همه بغض، بی دل شوید...


برچسب‌ها: سیما امیرخانی
نوشته شده در دوشنبه سوم شهریور ۱۳۹۹ساعت 0:34 توسط بهاره"ک"|

 

هیچ عاشقی 

بیچاره تر از

عاشقی نیست

که هم گول می خورد،هم عشق می دهد

و هم تنهاست ..

 

 

نوشته شده در شنبه یکم شهریور ۱۳۹۹ساعت 23:16 توسط بهاره"ک"|


آخرين مطالب
» 
» 
» 
» 
» 
» 
» 
» 
» 
» 


 Design By : Pichak