چکامه های ماندگار
زاییده افکار شاعران
دلم سخت تنگ دوران کودکی ام است
آن زمان که بزرگترین دغدعه زندگیم گرفتن فیلم دستگاه آتاری بود و تاوانش قبول زحمت
گرفتن دو قرص نان از نانوایی.
آن زمان که بزرگترین آرزویم امروزم بود.
ولی ای کاش ارتفاع چشمانم بیش از هشتاد سانت نمی شد.
ای کاش گذار نگاهم به آینه روی دیوار نمی افتاد.
ای کاش همچنان قرار من و آینه به سلمانی ختم می شد آن هم به زحمت گذاشتن یک تکه چوب
بر دسته های صندلی سلمانی.
اما حیف
حیف که فقط من ماندم و یک سوال عجیب غریب از آن دوران.
واقعا تزریقاتچی محل وقتی که میگفت خانم پایش را بگیر،آنقدر از شعور خالی بود که مرا
حماری فرض می کرد که قصد جفتک دارم؟! یا می دانست که دست مادرم برمن باشد یک دنیا
درد را نمی فهمم؟!
بگذریم و گذشت و من امروز دوباره درد دارم.
اگر مرا حمار فرض نمی کنی
دستم را بگیر ..
فرامرز صفری
بیا به افسانه ی من به خلوت خانه ی من
بیا ببین چه کرده ای با دل دیووانه ی من
بیا ببین چه کرده ای با دل دیووانه ی من
به قصه ی فرشته ها دوباره بال و پر بده
تو اوج عاشقانه ای به آسمون خبر بده
به شهر بی خبر بگو به کوچه ها که می زنی
تو رو سکوت می کنم مرا که صدا می زنی
با خیال تو رد شدم از شب تنهایی
هر کجا که من بعد از این میرسم آنجایی
ساحلت منم مو به مو موج این دریایی
میرسد به من تا ابد این همه زیبایی
بیا به دیووانگیم به خلوت خانگیم
که تن دهم به شعله ات دوباره پروانگیم
چه عاشقانه می شود کنار تو زندگی
بگو از آرامش من از آخرین خواهش من
بگو تو از زمزمه ی ترانه ی سر خوش من
تو خواب یک منظره ای خیال یک پنجره ای
که می وزد نگاه تو طرف هر خاطره ای
با خیال تو رد شدم از شب تنهایی
هر کجا که من بعد از این میرسم آنجایی
ساحلت منم مو به مو موج این دریایی
میرسد به من تا ابد این همه زیبایی
حسن غیاثی
خواننده علی زند وکیلی
ڪم باش !
اصلا هم نگرانِ
ڪم شدنت نباش ،
آنڪس ڪه اگر
ڪم باشی گمت کند ،
همانيست ڪه اگر زياد باشی
حيفت می ڪند !
سعی نڪن متفاوت باشی ،
فقط خوب باش !
اين روزها خوب بودن
به اندازہ ڪافی متفاوت است.
"چارلی چاپلین"
به خداحافظی تلخ تو سوگند ، نشد
که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد
لب تو میوه ی ممنوع ، ولی لبهایم
هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند ، نشد
با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر
هیچ کس ، هیچ کسی هم به تو مانند نشد
هر کسی در دل من جای خودش را دارد
جانشین تو در این سینه خداوند نشد
خواستند از تو بگویند شبی شاعر ها
عاقبت با قلم شرم نوشتند :” نشـــد !”
……..
به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد
که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد
لب تو میوه ممنوع ولی لبهایم
هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد
بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست
آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست
با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر
هیچ کس، هیچ کس اینجا به تو مانند نشد
هر کسی در دل من جای خودش را دارد
جانشین تو در این سینه خداوند نشد
خاطرات تو و دنیای مرا سوزاندند
تا فراموش شود یادت تو , هرچند نشد
من دهان باز نکردم که نرنجی از من
مثل زخمی که لبش باز به لبخند نشد
بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست
آه، بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست
فاضل نظری
خواننده چاوشی
وقتی سکوت حرف جدید میان ماست
پس کوچه های خاطره گردی جهان ماست
مردن میان دفتر شعرم عجیب نیست
غمگین ترین بهانه ی مردن از آن ماست
گل واژه های ناب نگاهت شکفته اند
افسوس، قفل فاصله ها بر دهان ماست
(( ای کاش قفل فاصله ها زود بشکند))
این دغدغه دعای خوش و توامان ماست
ما مو به مو به هم گره کور خورده ایم
این روزگار در صدد امتحان ماست
با چشم های سبز تو و چشم خیس من
سال جدید منتظر گفتمان ماست
فرهاد حامد
سال و فال و مال و حال و اصل و نسل و تخت و بخت
بادت اندر شهریاری برقرار و بر دوام
سال خرم فال نیکو مال وافر حال خوش
اصل ثابت نسل باقی تخت عالی بخت رام
حافظ
| Design By : Pichak |