چکامه های ماندگار

زاییده افکار شاعران

 

 

به من گفتی که دل دریا کن ای دوست

همه دریا از آن ما کن ای دوست

دلم دریا شد و دادم به دستت

مکش دریا به خون پروا کن ای دوست

 

کنار چشمه ای بودیم در خواب

تو با جامی ربودی ماه از آب

چو نوشیدیم از آن جام گوارا

تو نیلوفر شدی من اشک مهتاب

 

تن بیشه پر از مهتابه امشب

پلنگ کوه ها در خوابه امشب

به هر شاخی دلی سامون گرفته

دل من در تنم بیتابه امشب

 

 

+ به تو

       از تو

          می نویسم

              به تو ای همیشه در یاد

 


برچسب‌ها: سیاوش کسرایی
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم شهریور ۱۳۹۵ساعت 17:19 توسط بهاره"ک"|

 

 

ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﻫﺴﺘﻢ ﻭ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺗﻤﺎﺷﺎﯼ ﺗﻮﺍﻡ
ﻣﻦ ﺗﻤﺎﺷﺎﮔﺮ ﻧﺎﻣﺮﯾﯽ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺗﻮﺍﻡ

ﻧﮕﺮﺍﻧﻢ ﮐﻪ ﺷﺒﯽ ﺩﺭ ﭘﯽ ﻣﻦ ﮔﻢ ﺑﺸﻮﯼ
ﭼﻮﻥ ﻣﻪ ﺁﻟﻮﺩﺗﺮﯾﻦ ﻗﺴﻤﺖ ﺭﻭﯾﺎﯼ ﺗﻮﺍﻡ

ﺗﻮ ﻧﻮﺍﺯﻧﺪﻩ ﯼ ﯾﮏ ﻗﻄﻌﻪ ﯼ ﻏﻤﮕﯿﻨﯽ ﻭ ﻣﻦ
ﻣﺜﻞ ﯾﮏ ﻧﺖ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺷﺐ ﺍﺟﺮﺍﯼ ﺗﻮﺍﻡ

ﺭﻭﯼ ﺳﻦ ﺭﻓﺘﯽ ﻭ ﮐﻢ ﮐﻢ ﻧﻔﺴﺖ ﺑﻨﺪ ﺁﻣﺪ
ﻣﺜﻞ ﺍﮐﺴﯿﮋﻧﻢ ﺍﻃﺮﺍﻑ ﻧﻔﺲ ﻫﺎﯼ ﺗﻮﺍﻡ

ﺑﯿﻦ ﺟﻤﻌﯿﺖ ﮐﻨﺴﺮﺕ ﻣﺮﺍ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻦ
ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﻫﺴﺘﻢ ﻭ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺗﻤﺎﺷﺎﯼ ﺗﻮﺍﻡ

 


برچسب‌ها: بابک سلیم ساسانی
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم شهریور ۱۳۹۵ساعت 0:14 توسط بهاره"ک"|

 

 

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برم

ور تو بگوییم که نی نی شکنم شکر برم

آمده‌ام چو عقل و جان از همه دیده‌ها نهان

تا سوی جان و دیدگان مشعله نظر برم

آمده‌ام که ره زنم بر سر گنج شه زنم

آمده‌ام که زر برم زر نبرم خبر برم

گر شکند دل مرا جان بدهم به دل شکن

گر ز سرم کله برد من ز میان کمر برم

اوست نشسته در نظر من به کجا نظر کنم

اوست گرفته شهر دل من به کجا سفر برم

آنک ز زخم تیر او کوه شکاف می کند

پیش گشادتیر او وای اگر سپر برم

گفتم آفتاب را گر ببری تو تاب خود

تاب تو را چو تب کند گفت بلی اگر برم

آنک ز تاب روی او نور صفا به دل کشد

و آنک ز جوی حسن او آب سوی جگر برم

در هوس خیال او همچو خیال گشته‌ام

وز سر رشک نام او نام رخ قمر برم

این غزلم جواب آن باده که داشت پیش من

گفت بخور نمی‌خوری پیش کسی دگر برم

 

 


برچسب‌ها: مولانا
نوشته شده در شنبه بیستم شهریور ۱۳۹۵ساعت 21:37 توسط بهاره"ک"|

 

 

تاب می آورد گلدانم

فقط،

آهسته شکوفا شو!

 

 

+قاتل دوست داشتنی من،از چه جنسی هستی

که اینگونه نرم و لطیف به دور قلبم تابیده ایی؟

 


برچسب‌ها: پرهام قاضی سعیدی
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۵ساعت 22:15 توسط بهاره"ک"|

 

 

ازم دوری اما دلت با منه

ازت دورم اما دلم روشنه

تو چشمای تو عکس چشمامه و تو چشمای من عکس چشمای تو

تو این لحظه هایی که دورم ازت همه خاطره هامونو خط به خط

دوباره تو ذهنم نگاه میکنم دارم اسمتو هی صدا میکنم

کی گفته از عشق تو دست میکشم دارم با خیالت نفس میکشم

چه حس عجیبی چه آرامشی تو هم باخیالم نفس میکشی

میدونم تو هم مثل من دلخوری تو هم مثل من بغضتو میخوری

نگاهت پر از حرف و درد دله ولی خب تموم میشه این فاصله

دوباره مثه اون روزای  قدیم که با هم تو بارون قدم میزدیم

از احساس هم دیگه حظ میکنیم زمین و زمانو عوض میکنیم

کی گفته از عشق تو دست میکشم دارم با خیالت نفس میکشم

چه حس عجیبی چه آرامشی تو هم باخیالم نفس …

 نفس میکشی

میدونم تو هم مثل من دلخوری تو هم مثل من بغضتو میخوری

نگاهت پر از حرف و درد دله ولی خب تموم میشه این فاصله

دوباره مثه اون روزای قدیم که با هم تو بارون قدم میزدیم

از احساس هم دیگه حظ میکنیم زمین و زمانو عوض میکنیم

ازم دوری اما دلت با منه..

 

محمد علیزاده

 

نوشته شده در چهارشنبه سوم شهریور ۱۳۹۵ساعت 22:45 توسط بهاره"ک"|

 

 

 


"زن"... همه چيزش شعر است!
چشمش... مويش... بويش...آغوشش...!
زن كه باشي...
همه كارت شعر از آب در مي آيد..
چاي دم كردنت...
جانم گفتنت...
قاصدك فوت كردنت...
اما...
مردها هميشه شاعرهاي بهتري هستند!
"مرد" كه باشي
براي شاعري
هميشه سوژه اي به زيبايي يك "زن" داري!...

 

 


برچسب‌ها: زهرا دلگرمی
نوشته شده در دوشنبه یکم شهریور ۱۳۹۵ساعت 22:35 توسط بهاره"ک"|


آخرين مطالب
» 
» 
» 
» 
» 
» 
» 
» 
» 
» 


 Design By : Pichak