چکامه های ماندگار

زاییده افکار شاعران

 

 

میون این همه سرگردونی
دل من گرفته ماه پیشونی
بیا باز دوباره بی تابم کن
منو تو رنگ چشمات خوابم کن
نگو قصه آخرش مرگ منه
داره چشمات منو آتش میزنه
نگو از تلخی دنیا سیرم
نگو میرم، نگو که می میرم
ای گل بهار ام، دشت لاله زارم
قلب داغدارم، سنگ بی مزارم
درد ماندگارم، روز ناگوارم
زخم بی شمارم، زهر روزگارم
خنده هام و با تو از نو ساختم
باز به حرف های تو دل می باختم
میون این همه سرگردونی
اومدم تو قلب تو مهمونی
بی ستون قلب مو می کندم
شکل خنده هات شدم میخندم
چشم هات از صدتا غزل بهتر شد
خنده هات غنچه ولی پرپر شد
ای گل بهارم دشت لاله زارم
قلب داغدارم سنگ بی مزارم
درد موندگارم روزناگوارم
زخم بی شمارم زهر روزگارم

 

خواننده چاوشی

نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۴ساعت 22:27 توسط بهاره"ک"|

 

 

 

پرسیدی:
چگونه دوستت دارم؟
گفتم:
کبوتری عاشقم
که برخورد گلوله ای به سینه ام
تا مرگ
بیشتر از چند ثانیه طول نمی کشد
و آن چند ثانیه را
به تو فکر خواهم کرد

 

 

 


برچسب‌ها: آریا معصومی
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۴ساعت 9:48 توسط بهاره"ک"|

 

 

 

نوشتم اينبار بهار
كه گل كنى در من،
دست هايم دارند شكوفه مى دهند...

 

 

 


برچسب‌ها: کامران رسول زاده
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۴ساعت 8:6 توسط بهاره"ک"|

 

 

 

عادت کرده‌ایم
من
به چای تلخ اول صبح
تو
به بوسهء تلخ آخر شب
من، به اینکه تو هربار حرف‌هایت را
مثل یک مرد بزنی
تو، به اینکه من هربار مثل یک زن گریه کنم

عادت کرده‌ایم
آنقدر که یادمان رفته است شب
مثل سیاهی موهایمان ناگهان می‌پرد
و یک‌روز آنقدر صبح می‌شود
که برای بیدارشدن
دیر است


 


برچسب‌ها: لیلاکردبچه
نوشته شده در جمعه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۴ساعت 16:36 توسط بهاره"ک"|

 

 

رخ نفسی بر رخ این مست نه

جنگ و جفا را نفسی پست نه

سیم اگر نیست به دست آورم

باده چون زر تو بر این دست نه

ای تو گشاده در هفت آسمان

دست کرم بر دل پابست نه

پیشکشم نیست بجز نیستی

نیستیم را تو لقب هست نه

هم شکننده تو هم اشکسته بند

مرهم جان بر سر اشکست نه

مهر بر آن شکر و پسته منه

مهر بر این چاکر پیوست نه

گفته امت ای دل پنجاه بار

صید مکن پای در این شست نه
 


برچسب‌ها: مولانا
نوشته شده در سه شنبه هجدهم اسفند ۱۳۹۴ساعت 10:6 توسط بهاره"ک"|

 

گفته بودی عاشقم هستی ولی انگار نه

هرچه گویی دوستت دارم بجز تکرار نیست

خو نمیگیرم به این تکرار طوطی وار نه

تا که پا بندت شوم از خویش میرانی مرا

دوست دارم همدمت باشم ولی سربار نه

قصد رفتن کرده ای تا باز هم گویم بمان

بار دیگر میکنم خواهش ولی اسرار نه

گه مرا پس میزنی گه باز پیشم میکشی

انچه دستت داده ام نامش دلست افسار نه

میروی اما خودت هم خوب میدانی عزیز

میکنی گاهی فراموشم ولی انکار نه

سخت میگیری به من با این همه از دست تو

میشوم دلگیر شاید نازنین بیزار نه

گه مرا پس میزنی گه باز پیشم میکشی

آنچه دستت داده ام نامش دلست افسار نه

 

خواننده:محسن چاوشی

نوشته شده در یکشنبه نهم اسفند ۱۳۹۴ساعت 8:59 توسط بهاره"ک"|

 

 

دستم
از هر چه هست
کوتاه است,
از جهان قایقی به گِل دارم

بشنو
ای شاه ِ گوش ماهی ها
دل اگر نیست
درد و دل دارم..

 

 


برچسب‌ها: علیرضا آذر
نوشته شده در دوشنبه سوم اسفند ۱۳۹۴ساعت 8:0 توسط بهاره"ک"|


آخرين مطالب
» 
» 
» 
» 
» 
» 
» 
» 
» 
» 


 Design By : Pichak